تبليغاتX
ناقصات العقول

ناقصات العقول

اوایل مطالب این وبلاگ یکی در میون توسط لیلا و سمیه نوشته می شد. که از یه جائی لیلا رفیق نیمه راه شد

 

 

من از کوهپایه های رنگارنگ البرز

 وساحل ترو تازه خزر نیستم

خاک یبس اینجا

به من عشوه گری نیاموخته

 

چروک چشمانم را

که از  تَرَک  های کویر میغان به ارث برده ام

دوست دارم

وچین های صورت مادربزرگم را

 

چکه چکه آب

 از دامنه های شرقی خشک زاگرس

برای وحشت پدربزرگ مهاجرم از مرگ

لالائی زندگی خوانده

اوساکت و سخت است

من هم مثل او

 

موهای من زبر و مجعد است

و استخوانهایم درشت

و اشکالی ندارد اگر

در همآغوشیهایم

 چشم به چشم های مَردَم می دوزم

و او چشم به ستاره های آسمان

آنجا که زنها موی بلوند نرم دارند

و ساق های بلند وباریک

 

من می دانم که زمین آنجا

مرطوب است و حاصلخیز

و بیل را که در زمین فرو میکنی

با صدای سرسام آوری

روی سنگ نمی ساید

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 22:50  توسط سمیه  |