تبليغاتX
ناقصات العقول

ناقصات العقول

اوایل مطالب این وبلاگ یکی در میون توسط لیلا و سمیه نوشته می شد. که از یه جائی لیلا رفیق نیمه راه شد

 

 

به جای بوسه

یک ماساژور برقی مارک مجیک

گل انداختن گونه هایم را کفایت می کند

 

به جای شانه ها و بازوها ی مردانه ات

سی میلی گرم فلوکسیتین

پشت وپناهم می شود

 

فقط می ماند یک غوزبند پاکسمن

که قامت خمیده ام را غروری دوباره بخشد

 

و کرم دور چشم لیراک

برای رفع پف و تیرگی

 

با کمی تمرین هم

لب بالائی و پلک بالائی ام را یاد میدهم

که یک لبخند بر صورتم نقاشی کنند

 

دلقک سیرک خایه مالی آماده است

خانم های محترم میتوانند

 جهت مزه دار کردن

مقدار کمی از فیلم های برگمان، تارکوفسکی و کیشلوفسکی

یا داستانهای ناباکوف، چخوف و داستایوسکی را

برحسب سلیقه

بنا به مورد

ودر نهایت ذکاوت

اضافه کنند

 

یادگیری چند حرکت رقص سالسا برای تزئین

در آخرین مرحله طبخ

توصیه می شود

 

***

بوی کندر کلیسا

بوی پیپ روانپزشک

بوی حیاط آب پاشی شده درغروب تابستان

و سرک کشیدن های یواشکی از لای در

زیر چادر گل گلی جشن تکلیف

و تماشای گل کوچیک امیرومسعود با جواد ومصطفی

 

 روزی که عمو برای مهدی آتاری خرید

 و من و نرگس نشستیم و فال گرفتیم

 

***

کاش تبخیر اندامت در آغوشم خوابی بود

به خاطر پرخوری شب پیش

 

 بچه بازی  به من نمی آید

مثل گچ  گرفتن یک دیوارپوکیده

 

کاش می شد جیغ کشید

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9:33  توسط سمیه  | 

 

وهم سبز

 

...

...

کدام قله کدام اوج

...

اگر گلی به گیسوی خود می زدم

از این تقلب، از این تاج کاغذین

که بر فراز سرم بو گرفته است،فریبنده تر نبود

...

کدام قله کدام اوج،

مرا پناه دهید ای چراغ های مشوش

ای خانه های روشن شکاک

که جامه های شسته در آغوش دودهای معطر

بر بامهای آفتابیتان تاب می خورند

 

مرا پناه دهید ای زنان ساده کامل

که از ورای پوست سرانگشتهای نازکتان

مسیر جنبش  کیف آور جنینی را

دنبال می کند

و در شکاف گریبانتان همیشه هوا

به بوی شیر تازه می آمیزد

 

کدام قله کدام اوج،

مرا پناه دهید ای اجاق های پرآتش

ای نعل های خوشبختی

و ای سرود ظرفهای مسین در سیاهکاری مطبخ

و ای ترنم دلگیر چرخ خیاطی

...

...

...

 

نگاه کن

تو هیچ گاه پیش نرفتی

تو فرو رفتی

--------------------------------------------------------------------------------------------

این روزا که دستم اصلا به نوشتن نمیره این شعر فروغ بهترین وصف حالمه و زمزمه اش کم از نوشتن نیست برام.البته همشو تایپ نکردم.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 19:52  توسط سمیه  |