تبليغاتX
ناقصات العقول

ناقصات العقول

اوایل مطالب این وبلاگ یکی در میون توسط لیلا و سمیه نوشته می شد. که از یه جائی لیلا رفیق نیمه راه شد

هفته ام روز جمعه ساعت هشت و سی و دو دقیقه تمام می شود

و تمام می شوم.

 

هفته ام روز شنبه از ساعت نه صبح شروع می شود

و شروع می شوم.

 

این تمام ها و شروع ها را تمامی نیست

ارتقا ارتقا ارتقا

 

«چیزهای مهم تری هم هست»

مهمتر از سردی دست های من؟

 

«چرا مبالغه می کنی!»

مگر چه می شود اگر تو نباشی؟

 

«مساله ایست که باید حلش کنی»

بغضم را به ساطور تحلیل قصابی کنم؟

 

«احمقانه رمانتیک تلویزیونی»

یکساله کبودی پلک های من؟

 

آنجا که واژه افسردگی، این تکفیر مدرن

نیز به یاری ات می آید

به یاری همه می آید جز من

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 20:47  توسط سمیه  | 

تاول های جذام خواهش های خفت بارم

رم می دهد جماعت صلیب سرخ مهربانی را

 

سر بر بالین  سفیدی دفتر سررسید می گذارم

چرکین زردابه زرنگی های بیست و هفت ساله ام می کنمش

 

تسکینی در کار نیست

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 18:54  توسط سمیه  | 

ماهیانه چرخه های انتظار

چرخه های انتظار لعنتی

 

سالیانه عید های اتفاق

اتفاق احمقانه ، اتفاق

 

رهگذر به رفته های تا ابد

خنده تا ابد به گور رفته ها

 

قرمزی به کیف و کفش دخترک

دخترک به کوی یار من روان

شیشکی به روح قرمزی و کیف و کفش

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 16:32  توسط سمیه  |